ایمیل های بارانی

داستان های کوتاه ، دانلود آهنگ

روز : شنبه 11 اردیبهشت 1395 ساعت: 23:45

آیا می توان از روی نوشته هایی که نویسندگان می نویسند پی به افکار و اندیشه ها ی آنها برد؟ تا چه حد می توان درست حدس زد؟ از روی کامنتها چطور؟ آیا شناخت شخصیت از روی نوشته های دیگران مثلا داستان یک فرد تا چه حد بیانگر خصوصیات اخلاقی و درونی خود فرد هست؟ از آن جایی که هر فردی درون خودش را به بیرون منعکس می کند بناچار نوشته هایش انعکاسی از درون خودش هم هست. از کوزه همان برون تراود که در اوست. تا چه حد می توانیم به شخصیت ها و راز و رمز اندیشه ها از طریق نگارش آنها پی ببریم؟ فرض کنیم من امروز یک داستان جنایی نوشته ام آیا غیر از این هست که من یک داستان نویس هستم و جنایی نوشتن هیچ خصلت اخلاقی مرا برملا نمی سازد.. با این وصف می توانیم نقبی به درون بزنیم؟ چگونه ؟

به نظر من یک چنین کاری نیازمند دانش و علم روان شناسی هست. هر فردی نمی تواند و نباید از اندیشه های یک فرد دیگر برداشت دیگری بکند و مثلا تصور کند ;که فردی با نوشتن این مطالب قصد و غرض خاصی را بیان می کند. کلا نویسنده ها گاه می نویسند برای اینکه نوشته هایشان زیبا باشد.. با جادوی کلام همراه می شوند؛ یا نه پیامی برای دیگران دارند که به شکل غیر مستقیم و در ورای داستان به دیگران می گویند.

شخصیت شناسی بر اساس داستان نویسی مقوله ای است که چشمی ریز بین و زیرک می خواهد که به عمق لایه های زیرین شخصیت فرد دست پیدا کند و بتواند شخصیت فرد را بر اساس نوشته محک بزند.. البته که این کار ناشدنی نیست اما علمی ناقص هست و هرگز محال است که از روی نوشته یک استدلال کاملا صحیح کرد. به نظر من نویسنده ها مثل بازیگرها ، نقش های متفاوت را بازی می کنند و آیا صرفا می توانیم با بازی یک بازیگر حکم کنیم که فرد خوبی است یا خیر؟ خیر ، ممکن نیست. گاه رل بازیگر ، منفی است و گاه همان بازیگر یک رل مثبت ، بازی می کند.  البته نوشتن با بازیگری یک تفاوت عمده دارد. بازیگر صرفا آنچه که در متن داستان آمده است را با نیروی خلاقیت و استعداد بازیگری بازی می کند ولی داستان نویس باید اندیشه ها و افکار خود را با خلاقیت بپرواند و به بیرون منعکس کند.

با این وصف اگر روان شناسی زیرک باشیم می توانیم تا حدودی شخصیت ها را از روی نوشته ها تشخیص دهیم. این کار نیازمند تجربه و دقت و اشراف بر علم روان شناسی است. تاکید می کنم تا حدودی ممکن است  نه به صورت کلی ،درست و کامل .در ضمن نیازمند آشنایی با فرد و شخصیت درونی فرد هم هست.

برای مثال من دوستی داشتم که زیاد دروغ می گفت. یک روز دیدم در نوشته هایش نوشته است: من از دروغ بدم می آید!!

خوب این خیلی جالب است. شخص ، دروغگویی درونش را به بیرون بازتاب داده است و در واقع بر علیه آنچه که تصور می کند بد است شوریده و در واقع سعی می کند خودش را قانع کند که دروغگویی زشت است و گناه خودش را به دیگران منعکس کند تا از میزان حس گناهش بکاهد!! تصور می کنم که از واکنش وارونه استفاده کرده است.

البته دوست دیگری هم داشتم که کلا آدم راستگویی بود و در مورد زشتی دروغ گفتن نوشته بود.

در واکنش وارونه فرد کاملا ناخود آگاه از شیوه ی افراط استفاده می کند. آنها که دوست دارند در مورد واکنش وارونه بدانند به آدرس زیر رجوع کنند. http://vista.ir/content/130523/%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%87-%28reaction-formation%29/



نظرات (0)

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.